تبليغاتX
سمپاتی بی خطر

سمپاتی بی خطر

نوشته ها و دغدغه های یکی از عامه مردم با همه نقاط ضعف و قوت والبته آرزوهایش

احساسی گنگ

ديروز با تعدادي از دانشجويان دانشگاه امير كبير صحبت مي كرديم. بيشتر صحبتهايمان در باره ي نا آراميهاي اخير دانشگاه و احتمال وقوع انقلاب فرهنگي ثاني بود. حساسيت زيادي به مسايل روز داشتند. سرزنده و پر انرژي بودند. انصافا" روحيه ي آنان را شايسته نام دانشجو يافتم. در بين آنها بسيجي بود، سوسياليست و ليبرال هم بود. همه به جز يكي با احساس از باورهاي خود صحبت مي كردند. آن يك نفر كه ظاهر آراسته اي هم داشت كاملا" بي اعتناء بود. و اصلا" برايش مهم نبود كه چه اتفاقاتي پيش روي دانشجويان و دانشگاه و در نهايت كشورمان قرار دارد. قبل از خداحافظي به ما گفت كه كارهايش آماده شده و عازم خارج از كشور است. احساس گنگي به من دست داد. احساسي كه شايد بدون شرح باشد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

چهره هاي سر شناس و بيلبوردها

دوستي با ديدن چهره ي رضازاده قهرمان وزنه برداري جهان بر ر وي تابلو هاي تبليغاتي شهر نظرش اين بود كه او خودش را ضايع كرده است. ولي من فكر مي كنم اين قبيل فعاليتهاي اقتصادي اگر منجر به گول زدن مردم نشود مشكلي ندارد. واقعا" با توجه به شرايط امروز كشورمان كدام يك بهتر است، شفافيت درامدي اين چنين يا حفظ ظاهر و رانت خواري در خفا، مثل خيلي هاي ديگر. كافي است روزنامه هاي همين چند سال اخير را مرور كنيم. انواع و اقسام درآمدهاي نامشروع دل هر ايراني را به درد مي آورد. يكي از انواع بارز آن رانت است. امتيازي كه فردي بدون شايستگي از آن برخوردار مي شود. و اين بي هنر را ناچار مي كند تا تن به هر نامردمي براي حفظ موقعيت انگلي خود بدهد.  از طرف ديگر مي بينيم چه بسيار هستند چهرهاي سرشناسي كه در فقر زندگي مي كنند و كسي هم سراغ آنها را نمي گيرد و عاقبت هم در محروميت ناپديد مي شوند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

نیاز پدر اختراع است؟

فيلم تمام شده بود و جمعيت صد صد و پنجاه نفری تماشاگران، در ستوني يك نفره در راه پله اي كم عرض، قصد خروج از سينما را داشتند. درب خروجي كوچك بود و دو لنگه آن روي هم شايد يك متر مي شد. با اين حال تنها يك لنگه از آن باز بود. جمعيت كه بيشترشان را جوانان تشكيل مي دادند خيلي با حوصله يك به يك خارج مي شدند. تا اينكه اندك فشار دختر بچه اي كه با پدرش تقريبا" لاي در گير كرده بودند باعث شد كه تاي ديگر در باز شود. از نگاه من صحنه وحشتناكي بود. تمام آناني كه پيش از آن از اين در گذر كرده بودند كوچكترين تلاشي براي باز كردن آن نيم تاي ديگر نكرده بودند. شايد حتي به ذهنشان هم نرسيده بود كه مي توانند اين در را باز كنند. غمگين تر آنكه شايد به ذهنشان هم نرسيده باشد كه اصلا" نيازي به باز كردن نيمه ديگر آن باشد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

شهید کیست؟

امروز در جمعي بودم و بحثي پيش آمد كه مدتهاست دغدغه خاطرم بوده است. اينكه، شهيد كيست؟ دوستي مثالي آورد مبني بر اينكه چه كسي مي تواند در معيارهاي موجود شهيد به شمار آيد. او گفت كه مثلا" الان اگر براي اين جمع ما اتفاقي پيش بيايد و همه كشته بشويم، فقط آقاي *** شهيد محسوب مي شود. اظهار نظر ايشان البته خنده حضار را به همراه داشت. اما از آنجا كه اين فرد نسبت به بقيه ي ما به نظام حاكم نزديكتر به نظر مي رسد، مي شود گفت كه طنز ايشان كنايه از اين داشت كه تشخيص ملاك شهادت مي تواند همان ملاك خودي و غير خودي در مقياسي متفاوت باشد. حين بحث مطالب گوناگوني مطرح شد كه برخي از آنها جاي لحظه اي درنگ دارد.

- چرا باقر حكيم شهيد است و كاوه گلستان شهيد به شمار نمي آيد.

- كاوه گلستان برايBBC   كار مي كرد.

- مگر حكيم براي ايران كار مي كرد.

- حكيم براي كشورش كار مي كرد.

- پس بوش هم اگر ترور شود شهيد است؟

- نه، بوش مسلمان نيست.

- پس حتما" صدام را به عنوان شهيد قبول مي كنيد؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

سیما و هویت ملی

   فيلم  300 ساخته زاك اسنايدر  موجي از واكنشهاي متفاوتي در ايران پديد آورده است. اغلب رسانه ها كم يا بيش مطالبي را به آن اختصاص داده و مقامات سياسي و هنري در اين خصوص اظهار نظر هاي داشتند. براي نمونه سايت خبري الف مي نويسد: جریان رسانه ای غرب خواسته یا ناخواسته به دنبال ارائه تصویری منفی از ایرانیان در دنیاست.  پس از ساخت و نمایش فیلم های سینمایی همچون اسکندر (ساخته الیور استون)، اینک فیلمی به مراتب موهن تر با عنوان 300  ساخته شده است که ایرانیان را وحشی و کم خرد و حتی از لحاظ شکل ظاهری نیز زشت و غیر انسانی نشان می دهد. فیلم چهره ای خشن، بدوی و ضد دموکراسی از ایران به نمایش می گذارد ۱۳) اسفند ۱۳۸۵). دو تن از كارشناسان سينمايي نيز در برنامه ويژه پشت پرده سينما كه از شبكه چهارم سيما پخش شد اين فيلم را از حيث تاريخي، ساختاري و رواني قابل بحث شمرده و آن را به نوعي اهانت به شعور مردم مي دانند (28 فروردين86).  به هر حال بلوايي كه فيلم 300 در فضاي رسانه اي ما به پا كرده است واقعه ي ديگري از اين دست را كه پيشتر اتفاق افتاده بود به ذهن تداعي مي كند. كافي است كمي به عقب برگرديم به ياد مي آوريم كه دست اندركاران جريانهاي فرهنگساز نظام براي آشتي با فرهنگ و مليت ايراني، چه سخت به زنده ياد شاملو تاختند. شاملوي بد اقبال كه بي توجه به زمان و مكان، حكيم بزرگ فردوسي را بابت به گوشه راندن كاوه در شاهنامه مورد سرزنش قرار داده بود از جانب كساني  مواخذه مي شد كه خود سالها همين فردوسي كه بي گمان آشكارترين نماد ايران دوستي نزد ايرانيان است را به هر نحو ممكن مورد بي مهري قرار داده بودند. اكنون نيز فرهنگ سازان حكومتي ما به ويژه اصحاب سيما كه سالها با هر ابزاري كه توانسته اند ايران و ايراني و هر آنچه منتسب بدان را تحقير و كوچك شمرده اند علم دار ميهن گرايي شده و  اينبار  به حمايت از خشايار شاه برخواسته اند؟ حساسيت كم نظير سيما بابت چيست؟ هر ايراني بايد از خود بپرسد چه خبر شده است؟ آيا اين قبيل موضع گيريهاي مقطعي نشانگر نياز سياستمداران به تقويت احساسات ملي در دوره هايي از تاريخ نيست؟ همان هايي كه گرايشات ملي گرايي كه اصولا" تنيده در سرشت آدمي است را به شدت تكفير مي كردند امروز به وحدت، هويت و اصالت ملي پناه جسته اند. اميد است مسولان این تلنگر را به فال نيك گرفته فراموش نكنند كه عشق به زادگاه بخشي از ذات هر انسان ا ست.

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت   توسط احمد صارمی  |