چه آرام نشسته اید
چه آرام نشسته ايد
بر زورقي كه گنداب از شكاف هاي جهل و نفاق در آن رخنه كرده است
چه گونه سرنوشت را به ناخداياني سپرده ايد
كه هر يك چشم به فانوس خود دوخته است
مي گوييد همه با هم فرو خواهيم شد؟
نه!
آنان از تكه هاي كشتي شما براي خود بلم هايي ساخته اند
و يقينا" نظاره گر آخرين نفس هاي شما خواهند بود
به كجا مي رويم؟
چه كسي مي پرسد مقصد كجاست؟
كيست كه آنان را وادار به پاسخ خواهد كرد؟
من يا شما؟
ما كه در جستجوي ناني كپك زده ايم
و شكم هاي مملو از پوست هندوانه هاي آغشته به گل سوالي براي پرسش ندارند
همچنان خاموش و بيگانه از هم
بر نيمكتهاي شكسته سرنوشت تكيه زده ايم
كه درست خواهد شد
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت   توسط احمد صارمی
|
