تبليغاتX
سمپاتی بی خطر

سمپاتی بی خطر

نوشته ها و دغدغه های یکی از عامه مردم با همه نقاط ضعف و قوت والبته آرزوهایش

از دست آوردهاي سفرهاي استاني

  

   يكي از سايتهاي اينترنتي خبر از افتتاح اولين پروژه در چارچوب مصوبات سفرهاي استاني رياست رييس جمهوري داده بود با اين مضمون كه  مركز آموزش فني و حرفه اي شهرك صنعتي شماره دو كرمان به عنوان اولين پروژه محقق شده سفر رياست جمهوري به استان كرمان همزمان با هفته دولت افتتاح شد.

   اين خبر اگر چه به ظاهر خيلي جالب توجه به نظر نمي آيد. اما براي آنان كه در جريان كارهاي دولتي هستند مي تواند حاوي پيام اميدوار كننده ايي باشد. چرا كه آقاي دكتر احمدي نژاد در بيست هشتمين سفر استاني خود اواسط ارديبهشت ماه سال 86 به كرمان رفت و تاريخ افتتاح پروژه مذكور هفته اول شهريور ماه است. و اين بدان معناست كه همه ي آنچه معمولا" از زمان كلنگ زني تا راه اندازي يك عمليات دولتي سراغ داريم و از دو سه سال تا بي نهايت هم به درازا مي كشد در زماني كمتر از 4 ماه به سر انجام رسيده است.  و اما بقيه داستان.

   در سفري كه اخيرا" به استان كرمان داشتم فرصتي دست داد تا سري هم به  پروژه ياد شده بزنم. با پرس و جو از رهگذران، انتظامات درب شهرك و كمك راننده تاكسي يك ساعتي طول كشيد تا به محل پروژه رسيديم. راستش در مسير احساس متفاوتي پيدا كرده بودم شايد بشود نامش را تا حدودي غرور گذاشت. به هر حال به عنوان كارمند دولت من هم در اين افتخار به نوعي مي توانستم سهيم باشم. در محل پروژه يك سوله - نه خيلي تازه ساز  و يك نگهبان ديديم. عجيب بود كه در آن روز كاري كه ساعت ناهار و نماز هم نبود حتي يك نفر اعم از فراگير ،مربي يا كارمند را هم نديديم . نگهبان سوله مي گفت اين سوله دو سالي است كه تكميل شده و دو ماه پيش مهندس ... صاحب سوله آن را به دولت فروخته است. شك كردم شايد اشكال در اطلاع رساني بوده است و ما اشتباه آمده ايم اما لوحي كه به مناسبت مراسم افتتاحيه اين مركز در محل پروژه نصب شده بود حرف ديگري مي زد. تابلويي كه از قد آدم بالا مي زد راه اندازي اين پروژه را مرهون خيلي ها دانسته بود از خداوند تبارك و تعالي، امام زمان، مقام معظم رهبري، رييس جمهوري و ... گرفته تا كاركنان محلي! در پايان روز احساس مباهات جايش را به كرخي گيج كننده اي داد بود و معلومم نشد دست آورد دولت در اين پروژه چيست؟        

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

وگوف- یک غلط

در باره آنچه كه امروز برايتان مي نويسم نظر شخصي خاصي ندارم. فقط چون موضوع برايم جالب بود و نمي توانستم از كنار آن بگذرم و راه حلی درست و حسابی هم به فکرم نمی رسید ترجيح دادم بدون اظهار نظر تنها به نقل آن چه كه گذشت اكتفا كنم. از همان ابتداي سال تحصيلي پسرم از اينكه معلم ادبيات آنها لهجه دارد گله مند بود و چندين بار از شبهاتي كه لهجه اين معلم موجد آن است برايم نمونه مي آورد. و من هر بار به او يادآور مي شدم كه بزرگترين اساتيد زبان فارسي در بين آذري زبانان هستند. و نام استاد شهريار را با افتخار به عنوان دليل ادعايم مي آوردم. تا اينكه هفته پيش گفت كه چند تن از همكلاسي هايش هنگام درس ديكته، لغت "وقوف" را "وگوف" نوشته اند و معلم خوش انصاف هم برايشان يك نمره منفي منظور كرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

بزرگواران گمنام

بعضا" هنگامي كه نا به ساماني كشور را بي سابقه ارزيابي مي كنيم و با اين حال هنوز اموركشور را تا حد قابل تحملي در جريان مي بينيم، هستند افرادي كه گاه از سر شوخي و گاه سوخته دلي اين انسجام و عدم از هم گسيختگي را مربوط به دستي از غيب دانسته و يا آن را در گرو الطاف امام زمان مي دانند. به عقيده ي من اين قبيل اظهار نظرها به نوعي كم لطفي است در حق همه ي آناني است كه گمنام و بي هيچ چشمداشتي با تكيه بريك سري اعتقادات فردي، آرام و بدون تبليغات مشغول انجام وظيفه هستند. كيست كه در مسير زندگي با اين قبيل افراد مومن و وظيفه شناس برخورد نداشته است. از همان لحظات اوليه صبح، مثلا" آن راننده ي خوش خلق اتوبوس، يا آن مغازه داري كه در مقابل پرداخت هر مشتري "خدا بركت دهد" از زبانش نمي افتد. آن همكاري كه بابت رفتار نامناسبش از شما مي خواهد كه او را ببخشيد. كارمند بانكي كه با وجود مشغله ي بسيار به سالمند بي سوادي كمك مي كند تا فيش هايش را پر كند. چه كسي از كارمند بيمه خواسته است تا دفترچه شما را بدهد و از شما بخواهد كه هروقت توانستيد فتوكپي شناسنامه تان را برايش بياوريد. و كدام دست غيبي است كه شما را وا مي دارد همان روز يا روز بعد دو ساعت وقت بگذاريد و فتو كپي را به او برسانيد. بياييد ارزش كار يكايك اين انسان هاي بزرگوار را پاس بداريم و هر بار كه يكي از آنها را ديديم،  از اينكه هستند  خدا را سپاسگزار باشيم و اجاز بدهيم كه صداي شكرگذاري ما را شفاف بشنوند.      
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

رییس جمهور بی خواب و خوراک

   به گزارش سايت خبري آفتاب نيوز مورخ 3دي ماه، آيت الله خزعلي در جمع دانشجويان دانشكده الهيات و معارف دانشگاه تهران گفته است كه "آقاي احمدي نژاد حقوق رياست جمهوري براي سفر نمي گيرد و حتي ناهار خود را نيز از منزل مي آورد". خاطرم آمد كه چندي پيش يكي ديگر از نزديكان رياست جمهور مي گفت كه خوراك ايشان همواره نان و پنير است و ايشان در شبانه روز تنها 4 ساعت مي خوابد. فرد ديگري نيز كه مدعي بود از جزييات زندگي ايشان اطلاع دارد نيز مي گفت كه ايشان هيچ نمي خورد و اصلا" خواب هم ندارد. براستي معلوم نيست كه اين عده با چنين اظهار نظرهايي قصد بيان چه چيزي را دارند. آيا واقعا" انساني وجود دارد كه نياز به خواب و خوراك نداشته باشد و يا اصولا" بهره مندي از ساعاتي استراحت و مقداري خوراك مي تواند براي رييس جمهوري مردمي  كسر شأن تلقي شود و استفاده از غذايي كه در نهاد رياست جمهوري طبخ مي شود غير اخلاقي است و آیا ممكن نيست كه اين تصور پيش آيد كه ايشان به آشپزخانه محل كار خود اعتماد ندارد همانطور كه شنيده مي شود، سفرهاي استاني او براي اطمينان خاطر از اختصاص بودجه به استان هاست.    

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

احمدی نژاد و مازلو

    چند روز پيش در اينترنت مطلبي مي خواندم كه در متن آن به وبلاگ آقاي احمدي نژاد، رييس جمهور(ahmadinejad.ir) لینک داده شده بود. سري به وبلاگ ايشان زدم. در بين مخاطبان فارسي زبان و انگليسي زبان اين وبلاگ تفاوت جالب توجهي وجود دارد كه به نظرم رسيد شايد براي شما خواندني باشد. . آبراهام مازلو نيازهاي انسان را طبيعی می داند و اين نيازها را بر اساس اثرگذاري آنها بر انسانها در قالبي هرمي شكل طبقه بندي كرده است. او عقيده دارد اگرچه همه نيازها ذاتي هستند ولي برخي نيروي محركه بيشتري دارند. هر چه اين نيازها به پايه ي هرم نزديك تر باشند آن نوع از نياز ابتداي تر و قدرتمند تر است. قسمت پايين تر هرم نيازهاي بيولوژيكي مثل غذا آب هوا و خواب  است و قسمتهاي بالاتر به ترتيب نيازهاي مثل امنيت و نظم، عشق و احساس تعلق و احترام است. نكته جالب توجه كه گفتم اين بود كه پست گذاران انگليسی زبان وبلاگ آقاي احمدي نژاد بيشتر صحبتهایشان نشان می دهد که دغدغه نيازهاي بالايي هرم مازلو را دارند در حالیکه پیام های فارسي زبانان كه فكر مي كنم غالبا" ايراني هستند حال و هوای بخش زيرين هرم را دارد. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت   توسط احمد صارمی  |