تبليغاتX
سمپاتی بی خطر

سمپاتی بی خطر

نوشته ها و دغدغه های یکی از عامه مردم با همه نقاط ضعف و قوت والبته آرزوهایش

بالاخره دموكراسي خوب است يا بد؟

 

   امروز صبح برنامه اي از كانال 6 تلويزيون با عنوان "رسانه هاي بيگانه، انكار و كتمان حقيقت" پخش شد كه به نظرم جالب آمد. كارشناس برنامه مي گفت (نقل به مضمون) با مطالعه اي كه يكي از پژوهشگران غربي در انگلستان صورت داده به اين نتيجه رسيده است كه دموكراسي در جمهوري اسلامي ايران بيش از آمريكا است و هيچ جاي دنيا دموكراسي مثل ايران وجود ندارد. كارشناس برنامه تاكيد مي كرد: " كساني كه در خارج از كشور زندگي كرده باشند قطعا" نظرات بنده را تاييد مي كنند". براي اثبات ضديت غرب با دموكراسي، ترور گاندي را هم مثال آورد. هاج و واج مانده بودم كه بالاخره دموكراسي خوب است يا بد؟ چون بسياري از همين برنامه ها اصرار دارند كه به ما بگويند كه دموكراسي از نوع غربي آن درست نيست و حالا با استناد به مطالعات يك غربي كه بي گمان با همان ديسيپلين هاي غربي نظام يافته است كارشناس اين برنامه مي كوشد به ما بفهماند كه دموكراسي در ايران بيشتر است. البته درست و غلط بودن اظهارات ايشان و گرفتن نتيجه اخلاقي را به آناني مي سپاريم كه در غرب زندگي كرده اند، اما من كه ارتباط ترور گاندي توسط يك هندو  را با غرب اولين بار بود مي شنيدم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

جمهوري اسلامي و توجيه وسيله

    از نخستين روزهاي انقلاب 57 و كمابيش تا به امروز اين گفته كه " هدف وسيله را توجيه نمي كند" از محورهاي اخلاقي انقلابي ها بوده و هست. اما موارد بسياري را شاهد هستيم كه دست اندركاران جمهوري اسلامي فقط و فقط به اهداف قشري خود مي انديشند و براي تحقق اهداف خود از هيچ وسيله ايي فرو گذاري نمي كنند. نمونه آن رفتار چند گانه آنان نسبت به پوشش يا به اصطلاح حجاب بانوان است. بطور نمونه ديروز، 24 اسفند 1386، حسينيه ارشاد محل استقرار يكي از 45 هزار صندوق راي انتخابات هشتمين دوره ي مجلس شوراي اسلامي بود. در اين شعبه اخذ راي، در بين راي دهندگان خانم هاي ديده مي شدند كه پوشش آنان اصلا" مناسب نبود و روسري را تا پس سر برده، آرايش هاي تندي هم بر صورت داشتند. حتي يكي از اين خانمها چكمه ي بلند كرم رنگي به پا داشت كه بر خلاف دستور العمل اخير نيروي انتظامي روي شلوار بود. شگفت اينكه  با وجود حضور تعداد زيادي از نيروهاي انتظامي با يونيفرم و بدون يونيفرم كسي به اين قانون شكنان تذكر نمي داد. جالب اينكه هنگامي كه اين خانمهاي بد حجاب به مرحله ثبت اثر انگشت مي رسيدند، عكاسان رسانه هاي داخلي به سمت آنها هجوم برده تا راي دادن آنها را ضبط كرده به اطلاع عموم برسانند. اين در حالي است كه همين خانمها ممكن است چند روز بعد يا همين امروز به خاطر اين نوع پوشش مورد مواخذه قرار گيرند.  

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

راستي جوانان ايرانشهر

   بار ديگر در جمع دوستان صحبت از  دزد بودن كل جمعيت ايران به ميان آمد. شگفت اينكه غالبا" كسي هم با اين اظهار نظر مخالفتي ندارد و حتي گاه لبخندي رضايت آميز بر لبان برخي از حاضرين مي آورد.

نمونه هاي بسياري براي رد اين ادعا داشتم و يكي از آنها يعني همان ماجراي گم شدن گوشي مبايلم و اينكه يك كارگر شهرداري آن را پيدا كرده و برايم با آژانس فرستاده بود را مثال آوردم. دوستي از ميان جمع دليل آورد كه آن كارگر شهرداري تصور كرده كه صاحب گوشي يك بازاري است و ممكن است اين اقدام بعدها به دردش بخورد! فرداي آن روز به دوستي فرزانه بابت موضوع ديروز و بدبيني بعضي از دوستان گله مي كردم. گفت مدتي پيش كيفش را كه حاوي مدارك شخصي و مبلغ نزديك به 300،000 پول نقد بوده در ميدان پونك گم كرده است. دو نفر جوان كرد پيرانشهري كيف را پيدا كرده و به منزل ايشان تحويل داده اند. البته اگر دلمان بخواهد اين نمونه را هم مي توانيم به نوعي توجيه كرده و كماكان همه مردم خود را دزد بدانيم. اما سوال اين است كه اصرار بر چيست و چه كسي از اين موضوع بهره خواهد برد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

انرژی هسته ای و دهقان فداکار

   با يكي از آشنايان اهل نطنز صحبت مي كردم. نظر مردم نطنز درباره تاسيسات هسته اي واقع در نزديكي محل زندگيشان را جويا شدم. پرسيدم آيا با وجود مسايل مربوط به تشعشعات راديو اكتيو يا احتمالا" نشتي در مخازن با توجه به اينكه ما در ايران خيلي پايبند به رعايت استاندارد ها نيستيم احساس ناامني نمي كنند. پاسخش مرا به ياد دهقان فداكار انداخت. اين دوست نطنزي ما گفت "نه اصلا". بخش مربوط بهUCF  چرخه هسته ای ممکن است خطر آفرین باشد که آن در اصفهان است."!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

خانم ماري كخ در تهران

   روز چهار شنبه 8 اسفند ماه در يكي از سالن هاي حوزه هنري پاي صحبت خانم ماري كخ باستان شناس آلماني نشستيم. او را بيشتر ايران دوستان اهل پژوهش مي شناسند. از او نوشته هايي به فارسي ترجمه شده كه كتاب "از زبان داريوش" برگردان آقاي رجبي را بيشتر مي شناسيم. موضوع همايش، "تخت جمشيد مركز درخشان هنر امپراطوري فارس" بود.ايشان به زبان فارسي –البته از روي نوشته- سخنراني كرده و همزمان با نمايش پاور پوينت گفته هايش را تكميل مي كرد. نكته هاي بسيار جالبي در اين همايش گفته شد كه پرسشهاي زيادي را برايم پاسخ گفت. به يك مورد به عنوان ارمغان من از اين رخداد فرهنگي اشاره مي كنم. دلم مي خواست بدانم چرا در يكي از سنگ نگاره اي تخت جمشيد وزير دربار هنگام گزارش به داريوش شاه دست روبروي دهان دارد. خانم كخ مي گفت كه وزير با اينكار مي خواسته به شاه آزار نرساند. و البته بنا بر عقيده ايشان ساير پيشخدمتان دربار نيز همواره با دستاري كه بر سر داشتند جلوي دهان خود را مي پوشانده اند و از همين روي فكر كردم اين مي توانسته يك رفتار بهداشتي به شمار آيد.

   در حاشيه همايش كاستي هايي بود كه تماما" به مجري كه ميزبان هم بود و اصلا" در سطح و شان همايش هم نبود باز مي گردد. به يك مورد جهت اطلاع شما بسنده مي كنم: در ميانه سخنراني هنگامي كه فرد سرشناسي وارد مي شد، ميزبان با اصرار و اشاره سر و دست از آنها مي خواست به قسمت جلو كه صندلي هاي بهتري داشت بروند و اين رفتار با توجه به جاي كم و مسير آمد و شد كه از جلوي پرژكتور مي گذشت سبب بر هم ريختگي مي شد. جالب تر اينكه حتي با يكي از آنان (دكتر بلخاري) جلو پروژكتور رو بوسي كرد. تصورش را بكنيد!!  

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

مذهبی های کیس

   پسرم در حالي كه چشمانش را درشت كرده و سر تكان مي داد گفت:" بابا، اين مذهبي ها خيلي موذي اند، ها!" پرسيدم چرا؟ توضيح داد كه در مدرسه اش هفته اي يك روز مراسم زيارت عاشورا برگزار مي شود و با وجود اینکه مسولان و مربيان مدرسه بارها و بارها اعلام كرده اند شركت در اين مراسم اجباري نيست اما شرايط را طوري ترتيب مي دهند كه همه مجبور به شركت باشند. براي نمونه به آخرين جلسه اشاره كرد كه هوا باراني بوده و با اين وجود درب ساختمان اصلي، يعني ورودي كليه كلاس ها بسته شده بود. ناظم هم در حياط ايستاده و به بچه ها اشاره مي کرده كه "فرمان را كج كنيد". يعني به محل برگزاري مراسم برويد.

   به ياد سال هاي  63،64 افتادم، دوره ايي را كه در جهاد سازندگي استان بودم. به ياد آوردم روزهايي را كه شركت در نماز جماعت اجباري بود و حتي ناهار هم قبل از نماز به كسي داده نمي شد. اما تصميم گيران نتوانستند با قوه قهريه هم همه را به صف جماعت بياورند. شايد برايتان جالب باشد كه بدانيد، بودند افرادي كه وقت نماز را در دستشويي ها مي ماندند و سپس براي ناهار به غذاخوري مي آمدند. با شنيدن خاطره من دوستي اضافه كرد كه در تهران وقت كشي در اين گونه موارد شكل ديگري داشت. اين قبيل آدمها  با پايين و بالا رفتن در آسانسورها وقت را سپري مي كردند تا وقت ناهار فرا برسد.

   امروز پس از سال ها و شايد قرن ها اين داستان همچنان ادامه دارد، تا روزي كه باور كنيم: اعتقاد از هر نوع آن رابطه اي بي نهايت عميق بين انسان و پروردگار اوست. هيچ كس از ديگري به خدا نزديك تر نيست.

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

کجای دنیا هستیم؟

   بنا به درخواست يكي از دوستان براي باز كردن يك ميل باكس پس از مدت ها به ياهو مراجعه كردم. در كمال ناباوري متوجه شدم كه در بخش ثبت فرم عضويت در اين سايت براي كشور ايران جايي در نظر گرفته نشده است. اين در حالي است كه حتي منطقه بي طرف عراق و عربستان نيز در اين فرم جايگاهي دارد. احساس كردم كه ممكن است من در جريان يكسري امكانات جديد ياهو نباشم. با دوستاني در اين خصوص رايزني كردم. پاسخ ها بسيار دلسرد كننده بود. يكي از آنها مجبور بوده كه كشور افغانستان را انتخاب كند، ديگري امارات و نفر سوم جمهوري آذربايجان را محل اقامت خود در اين فرم ثبت كرده است. به ياد مطلبي افتادم كه چند روز پيش خوانده بودم. سوخته دلي نوشته بود: كميته مشاوره بين المللي يونسكو حافظ را براي تركيه و عبيد زاكاني را براي تاجيكستان ثبت كرده است. شاید وقت آن رسیده باشد از خود بپرسیم که بر سر ایران چه آمده است؟ کیست که حقوق ما را پیگیر باشد؟  دوستی می گفت گاه در خارج این شبه پیش می آید که احمدی نژاد رییس جمهور فلسطین است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  | 

قدرت رسانه های عمومی

  

   تبليغات به ما نمي گويند چه گونه فكر كنيد، بلكه به ما تحميل مي كنند كه به چه چيزهايي فكر كنيم. اين يكي از گفته هايي است كه قدرت تبليغات را بر ما آشكار مي سازد. مي خواهيد بدانيد تبليغات چه گونه بر خود شما با همه ي زرنگي اثر گذاشته است؟ نمونه اي را با هم مرور مي كنيم.

 

-    آذر ماه سال 66 آل سعود در حركتي ناباورانه حدود 400 تن از زائران ايراني بي دفاع را وحشيانه به خاك و خون كشيدند. زنده ياد امام خميني در سالگرد اين فاجعه چنين گفت: علي رغم گذشت يك سال از كشتار فجيع و بي­رحمانه­ی حجاج بي­دفاع و زائران مؤمن و موحد به وسيله­­ی نوكران آمريكا و سفاكان آل­سعود،  هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حيرتند. آل­سعود با كشتن ميهمانان خدا و به خاك و خون كشيدن بهترين بندگان حق، نه­تنها حرم را، كه جهان اسلام را آلوده به خون شهيدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت. ...مگر مسلمانان جهان فاجعه­ی قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه­هاي مسلمين را در طول حيات ننگين آل­سعود و نيز جنايت قتل عام زائران خانه­ی خدا را فراموش مي­كنند؟

 

-    6ماه بعد در تير ماه سال 67 كشتي جنگي وينسنس با شليك موشك هواپيماي مسافرتي ايران را با 290 سرنشين سرنگون و آبهاي آبي خليج فارس را خونين كرد.

 

   اكنون از هر دوي اين مصيبتهاي بزرگ كمابيش 20 سال مي گذرد. رخدادهايي كه ياد آوري آنها دل هر ايراني را به درد مي آورد و ابعاد غير انساني آن كام هر آزاد انديشي را تلخ مي سازد. و اما نكته اصلي اينكه، جايگاه كدام يك از اين دو رخداد فراموش ناشدني در حافظه تاريخي ملت و يا به سخن ديگر در ذهن من و شما پر رنگ تر است؟ خود و يا دوستانتان را بيازماييد و قدرت پنهان تبليغات را تا مغز استخوان دريابيد.   

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت   توسط احمد صارمی  |