تبليغاتX
سمپاتی بی خطر

سمپاتی بی خطر

نوشته ها و دغدغه های یکی از عامه مردم با همه نقاط ضعف و قوت والبته آرزوهایش

ما گر ز سر بریده می ترسیدیم

   بالاخره هر چه تلاش كردم نتوانستم جلوي خودم را بگيرم و ديگه چيزي توي اين وبلاگ ننويسم. راستش  نوشتن توي اين وبلاگ خودش يك نقض غرض است. بدين معنا كه اين وبلاگ با عنواني كه دارد قرار بود براي صاحبش كه من باشم بي خطر باشد. اما در شرايط كنوني كشور ما چه كسي مي تواند ضمانت كند كه نوشتن -حتي از نوع خنثي ترين آنها- كاملا" بي خطر است؟ پس فكر مي كنم شايد درست اين باشد از روح بلند شهيد عرصه قلم، صارمي كه اين روزها به نام او مزين است الهام گرفته، به جاي اينكه از سر خوش باوري پشت اين عنوان به ظاهر  بي خطر خود و نوشته هايم را پنهان كنم، به مصداق:

ما گر ز سر بريده مي ترسيديم

                                        در محفل عاشقان نمي رقصيديم

هر چه را به صلاح كشور مي دانم بي پرا و صادقانه بيان كنم. مطلب امروز را هم به پاس گراميداشت ره آورد خون آن شهيد، يعني روز خبرنگار مي نويسم.

   سايتها را براي نوشتن مطلبي مربوط به روز خبرنگار مرور مي كردم. خيلي جالب توجه و البته باعث تاسف بود كه بيشتر مواردي كه روزنامه نگاران و نويسنده هاي آزاد در اين باره نوشته بودند فيلتر بود. مثل "بيانيه جمعي از روزنامه نگاران" و يا "بيانيه دانشجويان امير كبير". هر چه هم كه در اين باره قابل دسترسي بود مربوط مي شد به دستگاه هاي دولتي يا حكومتي. و آنها هم با اين هدف كه مشكلي را حل كنند نبود بلكه براي هدايت و يا خودماني تر بگو ديكته كردن فعاليتهاي روزنامه نگاري و خبررساني بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت   توسط احمد صارمی  |