تبليغاتX
سمپاتی بی خطر

سمپاتی بی خطر

نوشته ها و دغدغه های یکی از عامه مردم با همه نقاط ضعف و قوت والبته آرزوهایش

فعلا" خدانگهدار

   با سپاس از همه ی دوستانی که بخشی از وقت بسیار گرانبهای خود  صرف خواندن و توصیه برای بهتر شدن این وبلاگ کرده اند. با توجه به اینکه  این وبلاگ "سمپاتی بی خطر" با حال و هوایی دیگر شروع به کار کرده بود و امروز، من و حال و هوای کشورمان هر دو تغییر کرده ایم. دیگر احساس نمی کنم که همدلی با مردم بی خطر باشد. با خطر و بی خطر بودن آن هم دیگر برایم خیلی اهمیت ندارد. مهم این است که دانستن حق مردم است و  کسی هم نباید و نمی تواند آن را از ما بگیرد. به همین خاطر از این پس در وبلاگ دیگری با عنوان:

 "دانستن حق مردم است"  به آدرس http://haqemardom.blogfa.com می نویسم. آرزویم این است چون گذشته مرا یاری فرموده و بدانید جز اینکه دوستانی چون شما مطالب را پی می گیرند امیدی دیگر برای نوشتن ندارم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت   توسط احمد صارمی  | 

خاطره ی تلخ کودتا

    سالگشت كودتاي ننگين 28 مرداد را به تازگي پشت سر گذاشتيم. خاطره ي تلخي كه مردم ما هرگز فراموش نخواهند كرد.  داستان اين كودتا بي گمان از مستندترين رخدادهاي تاريخ معاصر ايران است. جز موارد معدودي از ابهامات آنهم در مسايل بسيار حاشيه اي تمامي ابعاد آن آشكار است. در اين 50 ،60 سال در سطح بين المللي و داخلي مدارك بسيار زيادي در اين باره منتشر شده است. در بيشتر منابع علل و عوامل كودتا و پيامدهاي پس از آن شناخته و تحليل شده و حتي عاملين مستقيم اين كودتا در خاطرات خود بدان پرداخته اند. خانم آلبرايت وزير امور خارجه وقت آمريكا و بعد هم رياست جمهوري اين كشور به نقش دولت هاي غربي و بخصوص آمريكا در سقوط دولت مردمي شادروان دكتر مصدق اعتراف كردند. كلينتون رييس جمهور آمريكا شخصا" از اينكه مردم ايران را از داشتن دولتي مردمي محروم كرده اند اظهار تاسف كرد.

   با اين حال هستند عده اي از افراد كه همچون كبك سر در زير برف برده و بر اين خيالند كه مردم هم نمي توانند ببينند. فرزند شعبان جعفري (شعبان بي مخ كه پس از كودتا به لقب تاجبخش مفتخر شد و جالب اینکه روغن ریخته زا نذر امام زاده کرده روی سنگ قبرش نوشته اند: چو ایران نباشد تن من مباد)) يكي از این افراد است كه مي پندارد تاريخ با گفته افرادي چون او تغيير جهت مي دهد. او در مصاحبه اي در مراسم ترحيم پدرش مي گويد كه پدرش آن روز (28 مرداد سال 32) در زندان بوده است. حال آنكه عكسهايي از او به مناسبت فعاليت مؤثر وي در كودتا در نشريات آن روز به چاپ رسيده است. فرد ديگر فرزند زاهدي نخست وزير انتصابي شاه پس از مصدق است. ايشان نيز در مصاحبه اي با بي بي سي مي گويد كه مردم شاه دوست ايران عليه مصدق قيام كردند و شاه خودشان را بر تخت نشاندند. فرزند كاشاني شخص ديگري است كه در مصاحبه اي با سايت اينترنتي خبر آن لاين گفته است كه:" ... هم‌اکنون نظرتان را متوجه نظریه‌ای خواهم کرد که تاکنون به آن پرداخته نشده است. چون آنچه که پنجاه سال مطرح شده این است که در 28 مرداد یک کودتا صورت گرفته و این عنوان کودتای 28 مرداد آنچنان جا افتاده که آموزه هر جوان و میانسال یا سالخورده‌ای شده است. حال آن که اسناد و مدارکی که امروزه در اختیار است و همچنین پژوهش‌های انجام شده، همه حاکی از این است که در مرداد ماه سال 1332 هیچ کودتایی در ایران اتفاق نیفتاده است و دلایل آن هم فراوان است".

   اگر چه ادعاي اين فرد را نيز مي توان همچون سایرین در زمره گفته هاي بي پايه و متكي به تعلقات فامیلی شمرده از كنار آن گذشت. ولي چون به نظر مي رسد ايشان  از جانب گروه هاي ذي نفوذ و موجه در ايران مورد حمايت بوده و اظهار نظرات ايشان زير چتر حاميانش مقبول برخي هموطنان كه فرصت مطالعه ندارند بيافتد (كه جاي تاسف دارد). از همين روي شايد لازم باشد موارد كوتاهي را يادآور شد. 

   فرزند مرحوم كاشاني كه عنوان دكتر هم دارد در جايي ديگر از مصاحبه اش مي گويد:  " به باور من آنچه که بعد از انقلاب در ایران رخ داده است به گونه‌ای تکرار توطئه‌هایی است که بیگانگان برای ساقط کردن نهضت ملی ایران به کار بردند. اگر توجه داشته باشید انگلیسی‌ها توانستند از اجرای قانون ملی کردن صنعت نفت جلوگیری کنند و اقتصاد کشور را دچار فروپاشی کنند که این اتفاق در رویدادهای پس از انقلاب نیز متأسفانه تکرار شد. به این معنا برنامه‌های ویرانگری در کشور اجرا شد و به ویژه اقتصاد دولتی را به ایران تحمیل کردند. دولت بازرگان با مصادره و سلب مالکیت از شرکت‌های نیرومند بخش‌خصوصی بزرگ‌ترین ضربه را به اقتصاد کشور زد و ادامه این کار را به میرحسین موسوی واگذار کردند. چون بخش بزرگی از صنایع کشور از سوی شخص ایشان و به دستاویز اجرای «لایحه حفاظت و توسعه صنایع» که پیش از تصویب قانون اساسی به امضای بازرگان رسیده بود سلب مالکیت شدند.به این ترتیب، 80 درصد شرکت‌ها و بخش اقتصاد و صنعت کشور به دولت واگذار شد که بزرگ‌ترین ضربه وارد شده به اقتصاد کشور بود. این بیکاری نسل جوان، سرخوردگی مردم، اعتیاد، بزه‌کاری و. . . پیامدهای اوضاع غم‌انگیز اقتصادی است که در این سی‌ساله در کشور حاکم شد و اگر در این زمینه بررسی‌های تاریخی شود خواهیم دید که این‌کار برنامه‌ریزی شده بود".

   من كه با دو سه بار خواندن  مطالب اين آقاي دكتر نفهميدم منظور ايشان از اينكه تصميمات سالهاي نخست انقلاب را كه در زمان حيات خود امام اتخاذ شده اند به ادامه سياستهاي استعماري انگليس مرتبط مي دانند چيست؟ شايد بهتر بود ياسر فاتحي كه مصاحبه انجام داده است  از مقدمه اش كه مي نويسد: ... حال گذراندن دهه هفتاد عمر خود است، همچنان پر انرژی و شاداب ما را در منزل شخصی خود در محله‌ای قدیمی در تجریش پذیرا می‌شود"، فاكتور مي گرفت تا شايد خواننده مطلب حرفهاي ايشان را به حساب ديگري بگذارد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت   توسط احمد صارمی  |