مجلس مردمي
امروز صبح براي خريد نشريه ايي كه توسط انتشارات مجلس به چاپ رسيده به محل مجلس شوراي اسلامي در ميدان بهارستان رفتم. درب ورودي يكي دو نفر بيسيم به دست مراجعه كنندگان را راهنمايي مي كردند. به طوري كه كسي درب ورودي تجمع نكند. لحن يكي از اين بيسيم به دستها و گوشهاي شكسته و اخمي كه بر چهره داشت آدم را به ياد فيلمهاي كلاه مخملي مي انداخت. این کلاه مخملی مدرن به من گفت كه براي خريد كتاب بايد از تلفني كه بيرون مجلس كار گذاشته شده استفاده كنم. هيچ اطلاعاتي روي گوشي يا حواشي آن نوشته نشده بود. با پرسش و پاسخ توانستم تلفني با مسول فروش كتابخانه صحبت كردم. دقايقي بعد او همراه با آنچه خواسته بودم از ساختمان مجلس بيرون آمده و همانجا سرپايي رسيد داده و حساب كردم.
همه چيز در كمتر از 20 دقيقه رخ داد. من درباره مجلس شوراي اسلامي صحبت مي كنم. مكاني كه نماينده هاي مردم در آنجا مشغول به كار هستند. پيشتر هم به مناسبتهاي گوناگون به مجلس آمده بودم اما هرگز وضعيت را اين گونه ناامن و امنيتي نديده بودم. اين روش برخورد با ارباب روجوع از چه حكايت مي كند؟ مگر اين همان مجلسي نیست كه شعار و ادعاي مردمي بودن دارد؟ پرسشهايي در ذهنم شكل مي گيرد: چرا كوچكترين تجمع بيرون مجلس تحمل نمي شد؟ آيا مسولين مجلس از مراجعه كنندگان مي ترسند؟ آيا وعده هاي كذب برخي از نمايندگان منتخب، سيل مردم نيازمند را به مجلس سرازير كرده و اكنون نمايندگان توان و يا امكان عمل به وعده هاي خود را ندارند و از انتظامات خواسته شده كه مردم را به داخل راه ندهند؟ راستي اگر در گوشه و كنار كشور دستگاه هاي حكومتي به وظايف خود عمل مي كردند و نامزدهاي انتخاباتي نيز براي جلب موكلان خود نيازي به "خالي بندي" نداشتند اكنون شاهد حجم زياد مراجعه كنندگان به محل مجلس بوديم؟
