سوء تفاهم
هفته گذشته صداي آمريكا/ VOA مصاحبه اي داشت با آرمان نجم از اعضاء كلوپ فيلمسازان ايران و اروپا. در اين گفتگو مجري برنامه توضيح داد كه كلوپ فيلمسازان همواره به حضور فيلمهايي كه از جمهوري اسلامي در جشنواره هاي بين المللي شركت مي كنند اعتراض داشته و موضوع گفتگو اين برنامه نيز اعتراض اين گروه به نمايش فيلم "نامه هايي به رييس جمهور" كاري از پتر لوم، فيلم ساز چك در جشنواره برلين بود. اين فيلم مستندي است از سفرهاي استاني رييس جمهوري ايران كه از نگاه آرمان نجم به نوعي تبليغ براي احمدي نژاد محسوب مي شود. به همين خاطر نيز كلوپ فيلمسازان در نامه اي به رياست جشنواره برلين ايشان را بابت نمايش اين فيلم در آن جشنواره سرزنش كرده است.
نكته در خور درنگ اينكه، اين كلوپ ايراني اروپايي دچار سوء تفاهم شده است و مشخص نيست كه چه انتظاري از فيلم سازان ايراني دارد و چرا بايد حضور فيلمهاي ايراني را در هر جشنواره هاي بين المللي تحمل نكند؟ آيا فيلمسازان ايراني نبايد فيلم بسازند و اگر اين كار را نكنند پس چه كاري بايد انجام دهند؟ و تازه خود ايشان شاهد هستند كه حتي اگر ايرانيان فيلم نسازند باز هم دلارهاي نفتي اينكار را براي دولت انجام خواهد داد. فرض را بر اين بگذاريم كه شرايط فيلم سازي در ايران نامطلوب باشد كه البته چنین است. مگر يك انسان چند سال عمر مي كند كه سي سال از آن را در انتظار شرايط مطلوب باشد تا بعد شروع به فيلم سازي بكند. تازه مگر در همين كشور در دوران شاهنشاهي فيلم سازان مي توانستند هر چه بخواهند بسازند. پس اگر قرار بود كه دست اندر كاران سينما كار نكنند و هر كاري را منوط به تغيير در دولت بكنند، پس از ابتداي كار هنر يا صنعتي به نام سينما حتي يك فيلم ايراني هم ساخته نمي شد. تازه اگر منظورشان اين است كه همه فيلمسازان ايراني به خارج رفته آنجا فيلم بسازند. آيا آقاي نجم براي چند ده هزار فيلم ساز حرفه اي و آماتور ايراني جايي در خارج سراغ دارند؟
دست آخر اين را هم بگويم كه من فكر مي كنم هر جاي دنيا فيلم سازي مشكلات خود را دارد. چه خوب است كمي از شرايط ساخت فيلم تصادف/Crash كه اتفاقا" از كارهاي بسيار محبوب خودم هم اطلاع پيدا كنيم. اين فيلم در نهايت دشواري با به عرصه وجود گذاشت و چه خوش هم درخشيد.
