قلعه الموت
از همان نخستين روزهايي كه پسرم بازي كامپيوتري اساسين را روي دستگاهش نصب كرد از من خواست تا او را به قلعه ي الموت ببرم. از دوستانم محل قلعه را جويا شدم ، گفتند كه از تهران يك روز كامل وقت مي خواهد و البته اگر آب و هوا هم خوب باشد بهتر است و ترجيحا" زمستان نباشد. تا اينكه برادر زاده ام كه براي سر كشي به ايران آمده از پدرش قول گرفته بود كه او را به ديدن قلعه الموت ببرد. او نيز بازي اساسين را از بازي هاي محبوبش مي داند. بالاخره صبح پنج شنبه هفته گذشته تهران را به قصد ديدن قلعه الموت ترك كرديم. تا قزوين را كه قبلا" هم رفته بودم. از آنجا قبل از اينكه به شهر قزوين وارد بشويم مي بايست به سمت معلم كلايه در 70 كيلومتري مي رفتيم. پس از آنجا 30 كيلومتر هم به سمت روستاي گازرخان/Gazor khan رفتيم. در راه منظره هاي زيباي وصف ناشدني ديديم. گاه در پيچ هايي كه از دل البرز ما را بالا و پايين مي برد ابرها را زير پايمان مي ديدم. حدود 800 متر مانده به بلندي اي كه قلعه روي آن ساخته شده بود مي بايست ماشين را پارك كرده بقيه راه را پياده از پله هايي كه به همين خاطر ساخته شده بالا مي رفتيم.
از قلعه چيز زيادي قابل ديدن باقي نمانده البته آقاي كاظمي كه راهنماي قلعه بود عقيده داشت كه با حفاريهايي كه در دست اقدام است بي گمان بناهاي بيشتري به دست خواهد آمد. از نكته هايي كه مي تواند برايتان جالب باشد اينكه ايشان مي گفت كه ساختمان قلعه يادگار چهار دوره تاريخي ديلميان، اسماعيليان، صفويان و قاجاريه است. كه سه دوره آخري سازه هاي بر آن اضافه يا كم كرده اند.
سايتهاي زيادي درباره الموت و اساسين (حشاشيون) نوشته اند. من مواردي كه به تجربه شخصي ام مربوط مي شود برايتان مي نويسم.
-مسير پياده روي خيلي پاكيزه بود. و سطل هاي آشغال زيادي در دسترس بود.
-زماني كه آنجا بوديم سه گروه ديگر جدا از هم ديديم كه از كشور هاي لهستان، ايتاليا و ظاهرا" آلمان آمده بودند. بازديد كننده ايراني غير از ما آنجا نبود.
- مردمي كه نشاني محل را از ايشان جويا مي شديم فوق العاده مودب و مهربان بودند.
- جاده قزوين به قلعه بسيار خطرناك بود. منظورم اين است كه گارد و ساير نشانه هاي پيش گيرانه بسيار كم بود. با اين حال ده ها تابلو بزرگ آهني در مسير نصب شده بود كه صدقه دادن را توصيه مي كرد. پيام يكي از اين نوشته بسيار توهين آميز به نظرم رسيد. نوشته بود: "صدقه خشم خدا را كم مي كند". انگار كه خداوند بزرگ را مي شود در قالب خصيصه هاي انساني تعريف كرد.
